تبليغاتX
ناگفته های یک دختر
 
*~*~عشق یعنی... ~*~*

                    عشق یعنی...

 

 

بعضیا میگن عشق یعنی اسارت!

بعضیا میگن عشق یعنی رها شدن!!

بعضیا میگن عشق یعنی حماقت !!!

بعضیا میگن عشق یعنی  اوج دوست داشتن !!!!

بعضیا میگن عشق واقعی اصلا وجود نداره!!!!!

بعضیا میگن زندگی بدون عشق معنی نداره!!!!!!

شما چی میگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عشق یعنی چی!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!



| *| نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 15:24 توسط دختر |
*~*~دختر بودن بهتر یا پسر بودن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟~*~*

تا حالا فکر کردی چقدر دغدغه های دخترها و پسرها متفاوته؟

اصلا چیزایی که واسه ما دخترا مهمه واسه پسرا اهمیت نداره...!!!میدونم این اختلاف به خاطر تفاوت در خلقت زن ومرد هست ولی قبول داری خیلی چیزها هم اکتسابیه ؟خیلی وقتها ما دخترها دوست داریم حرکات و رفتار پسرانه داشته باشیم و این باعث میشه از رفتارهای لطیف و دخترانه خودمون فاصله بگیریم...

 

 

واقعا چرا؟

شاید بخاطر اینکه همیشه فکر میکنیم پسر بودن یعنی اقتدار...!!!!!!!!

تو چی از اینکه دختری احساس خوبی داری یا...؟



| *| نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 12:56 توسط دختر |
*~*~عاقبت دوستي هاي اينترنتي ...~*~*

    سلام دوستاي خوبم ...

همه ي كسايي كه مياين اينجا وبلاگم مي بينين و با نظر و بي نظر ميرين . با همتون حرف دارم ...ببين بچه ها من از پرسيدن سوال درباره ارتباط با جنس مخالف هدفم فقط اينه كه بيشتر با هم بحث كنيم .نظراتمون رو در اين باره بگيم .و با عقايد و طرز فكر هم تو اين دنياي مجازي آشنا بشيم .يكي از بچه گفته بود هدفت دوست پيدا كردنه ...يا يكي ديگه گفت بيا با من دوست شو ...بياين سوالا و حرفا و دغدغه هامونو به هم بگيم ...و يكم خودمونو به فكر كردن به اين كه حرفا محدود نكنيم .اصلا اين دفعه مي خوام را جع به دوستي هاي اينترنتي با هم حرف بزنيم .به نظر شما خوبه يا بد ؟اونايي كه تجربه داشتن بگن عاقبتش چي مي شه ؟ راستش يعني كسي هست اينجوري ازدواج كرده باشه يا همش سر كاريه ؟ اگه مي شه بيان اين دفعه راجع به اين مسئله كه همه ما يه جورايي تجربه شو داريم حرف بزنيم .چون همه چت بلدن و ...

من منتظر حرفا و سوالا و درددلاتون راجع  به اين موضوع  هستم



| *| نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 20:39 توسط دختر |
*~*~يكي جواب بده جون من ...~*~*

يكي به من بگه دوستي دختر و پسر چه اشكالي داره ؟ اصلا خوبه يا بد ؟ چرا ما نمي تونيم مثل اروپايي ها با هم راحت زندگي كنيم ؟



| *| نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 18:48 توسط دختر |
*~*~عاشق شدم ...~*~*

گفت :نمي دانم چطور اتفاق افتاد از يك نگاه بود يا سلام ...دلم لرزيد ...هيچ وقت چنين احساسي را تجربه نكرده بودم ...دلم برايش تنگ مي شد ...بي تاب و بيقرار ...عاشقش شده بودم ...تا اين كه او هم به من گفت كه دوستم دارد ...هربار كه هم را مي ديديم تشنه تر مي شديم ...انگار عطش اشتياقمان بيشتر مي شد ...از آن روزهاي نخست آشنايي ماه ها مي گذرد و ما هنوز با هم دوستيم .حالا هنوز هم هم را دوست داريم اما احساس مي كنم كه بيشتر به هم عادت كرده ايم .روابط نزديكي با هم پيدا كرديم ...راستش من اهل اين رابطه ها نبودم او هم همينطور ...اما هر چه مي گذرد بدتر مي شود هم را خيلي دوست داريم اما جامعه كه با اين روابط كنار نمي آيد خانواده هايمان هم همين طور ... نمي دانم بايد چه كنم ؟...جدايي از او برايم سخت است ...تصميم ازدواج هم نداريم ...بايد چه كار كنم ؟... 

نمي دانم به دوستم چه بگويم ؟ و چه طور او را از اين تنگنا آزاد كنم ؟...



| *| نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 21:23 توسط دختر |
*~*~همه ی حرف های من ...~*~*

این جا می خواهم همه ی حرف ها  دغدغه های  یک دختر در ارتباط با جنس مخالف  را با شما در میان بگذارم .همراهی و  راهنماییم می کنی دوست من ؟


| *| نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 17:57 توسط دختر |

 

 


dokhtarane87

دختر

dokhtarane87

http://dokhtarane87.blogfa.com

ناگفته های یک دختر

ناگفته های یک دختر

ناگفته های یک دختر

اجتماعی

ناگفته های یک دختر

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog